X
تبلیغات
نماشا
رایتل

یادداشت

تجربیات،نظرات و دلمشغولیها

مرشد چلویی

 

روزگاری از این آدم ها پر بود در جامعه ما ، آمدیم ابروی آن جامعه را درست کنیم زدیم چشمش را هم کور کردیم .

 در ضلع شرقی مسجد جامع بازار تهران غذا فروشی داشت.
مرحوم حاج میرزا احمد عابد نهاوندی معروف به« مرشد چلویی»
روی تابلوی بالای دخل مغازه اش نوشته شده بود:« نسیه و وجه دستی داده می شود، حتی به جنابعالی به قدر قوه»
مرحوم مرشد در جلوی آشپزخانه ای که ایستاده بود، گفته بود کسانی که می خواهند غذا بیرون ببرند، هدایت کنید تا از نزد او بگذرند چون بیشتر کسانی که غذا بیرون می بردند، بچه ها و نوجوانانی بودند که برای کارفرمایان وصاحبان مغازه های بازار غذا می گرفتند و می بردند و خودشان از آن غذا محروم بودند. مرحوم مرشد کودکی که با ظرف غذا در دست، نزد او می آمد قدر پلوی زعفرانی روی بادیه او می ریخت و ظرف را کامل می کرد و بعد تکه کباب یا لقمه گوشت یا اگر تمام شده بود، ته دیگی زعفرانی داخل روغن می کرد و دهان آن پسربچه یا نوجوان می گذاشت.
و همین طور فقیران و مسکینان صفی داشتند که از داخل راهرو شروع می شد و به اول سالن مغازه ختم می گشت. افراد فقیری که معمولاً عائله مند بودند و بعضی مورد شناسایی مرحوم مرشد قرار داشتند، هر روز می آمدند و به نسبت تعداد عائله خود غذای رایگان و خرجی یومیه می گرفتند.
این شعر از آن مرحوم است:
کو آن کسی که کار برای خدا کند؟
بر جای بی‌وفایی مردم وفا کند
هرچند خلق سنگ ملامت بر او زنند
بر جای سنگ نیمه شبها دعا کند
تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 18 مهر‌ماه سال 1392 ساعت 16:28 | نویسنده: مسعود خانی | چاپ مطلب
نظرات (2)
پنج‌شنبه 18 مهر‌ماه سال 1392 16:52
supporter
امتیاز: 0 1
لینک نظر
سلام به میتینگ ایرانیان بیا عضوشو ودرصورت تمایل مدیربخش دلخواهت باش
www.meetingiranian.ir
پنج‌شنبه 18 مهر‌ماه سال 1392 21:16
آنا یوردوم
امتیاز: 1 0
لینک نظر
سلام آقای دکتر
مدتی نبودید...
امیدوارم خیر بوده باشد...
پست خوبی بود...
تو این دوره زمونه بعضی ها جیب ما رو نزنن، غذای رایگان و... پیشکش...
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد