X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

یادداشت

تجربیات،نظرات و دلمشغولیها

راهکارهای ارتقاء نظام سلامت کشور(10)

تفکیک آموزش پزشکی از بهداشت و درمان

 

 بدون شک بازبینی نظام مدیریتی بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی از ضرورتهای غیر قابل انکار می باشد و با گذشت  نزدیک به سی سال از ادغام آموزش پزشکی در سیستم بهداشت و درمان ایران ، این نیاز بیشتر و بیشتر احساس میشود چرا که به موازات افزایش تعداد کادر متخصص پزشکی تربیت شده در داخل کشور ، متاسفانه و باز هم متاسفانه به هیچ عنوان سیستم کنونی نتوانسته جوابگوی نیازهای به حق بهداشتی ، درمانی و حتی آموزشی هموطنان باشد .

در بحث بهداشت هر روز با گره ها و مشکلات عدیده ای مواجه هستیم که اگر به واقع معجزه نبود معلوم نبود چه بلائی بر سر ملت بیچاره میآمد .

در بحث درمان بلبشو کمبود تخت بستری بیمارستانی ، کمبود امکانات و تجهیزات پزشکی و کمبود کادر پزشکی در گوشه گوشه کشور به وضوح قابل روئیت و احساس می باشد .

و از همه مهمتر در بحث آموزش پزشکی آنچه به جائی نرسد فریاد است ، از طرفی دانشگاههایی داریم که معلوم نیست با شرایط موجود چرا مجوز فعالیت دارند بخصوص در بحث بالین بیمار با توجه به کمبود تنوع نوع بیماری و ... دانشجویانی تربیت میکنند که تازه با شروع کار بعد از فراغت از تحصیل بدنبال کسب تجربه علمی و عملی هستند آنهم عده ای از آنها و برای بقیه هم که صرفا دنبال کار و کسب درآمد هستند بیچاره بیماران ؟

و از طرف دیگر در دانشگاههای مادر که بعلت ازدیاد مراجعات درمانی دانشجو بجای یادگیری توامان علم و عمل صرفا عمله ای با دست پینه بسته از کار زیاد در میآید تا .... .

هدف من از ارائه بحث موجود سیاه نمایی وضعیت موجود نیست بلکه میخواهم حداقل ببینم آیا میشود کاری کرد تا حتی یک گام به سمت جلو برداشت .

البته در حال حاضر وضعیت ما از خیلی کشورها بخصوص کشورهای منطقه بهتر است ولی ما می باید بسیار پیشرو و پیشگامتر باشیم .

به نظر اینجانب بعد از گذشت حدود سی سال از تفکیک آموزش پزشکی از وزارت آموزشی عالی و تقویت شاکله اصلی آموزش پزشکی بهتر این است مجددا بحث آموزش به وزارت آمزش عالی برگردد  و بحث بهداشت و درمان به وزارت رفاه و وزارت بهداشت ، درمان و رفاه اجتماعی تشکیل شود که خود این امر علاوه بر تقویت بحث درمان به کوچک سازی بدنه دولت نیز کمک خواهد کرد .

خوشحال خواهم شد از نظرات کارشناسی شما استفاده کنم . 

تاریخ ارسال: دوشنبه 20 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 05:34 | نویسنده: مسعود خانی | چاپ مطلب
نظرات (2)
دوشنبه 20 مرداد‌ماه سال 1393 08:47
کارگزار
امتیاز: 3 1
لینک نظر
به نام خدا
با سلام و سپاس از طرح موضوع بسیار جالب. البته تفکیک آموزش از بهداشت و درمان منفعتی که برای بزرگان ندارد موجب خسران نیز خواهد بود. بنابراین راه به جایی نخواهد برد مگر اینکه عزم ملی و اراده ای راسخ در مقابل منافع عده ای معدود اما قدرتمند بایستد.
پنج‌شنبه 23 مرداد‌ماه سال 1393 05:22
دکترمحمدجعفرمدبرعزیزی
امتیاز: 3 1
لینک نظر
بسمه تعالی
چالش های سیستم آموزشی علوم پزشکی موجود و ارائه راه حلی جامع
مقدمه: انسان سالم محور توسعه هر اجتماعی است.هدف اصلی وزارت بهداشت، درمان و آموزش علوم پزشکی، حفظ،
توسعه و ارتقاء سلامت جامعه است. این هدف از طریق ارائه خدمات بهداشتی درمانی توسط تیم سلامت در سوو
سه گانه ارائه خدمات سلامت محقق می شود.تربیت نیروی انسانی توانمند بعنوان اعضای تیم ارائه خدمات سلامت بر
عهده نظام آموزش علوم پزشکی می باشد.
آیا تولیدات سیستم آموزش فعلی علوم پزشکی )اعضای تیم سلامت( منجر به تحقق هدف اصلی فوق شده است. هدف از
این بحث بررسی ابعاد این سئوال و پیشنهاد راهکاری برای این معضل است.
بحث:
واقعیت موجود نشاندهنده وجود چالش هایی بزرگ در شرایط موجود سیستم آموزش علوم پزشکی و بویژه سیستم
آموزش پزشکی عمومی است که به برخی از آنها اشاره می شود و نظرات مخاطبین محترم می تواند تکمیل کننده آن
باشد.
-1 تحمیل بیش از حد بار درمان بر آموزش در فیلدهای آموزش بالینی و تحت الشعاع قرار گرفتن آموزش توسط
بخش درمان
-2 کاهش انگیزه دانشجویان علوم پزشکی
-3 تخصصی و فوق تخصصی شدن آموزش بالینی
-4 اختلاط و اشتراک فیلد آموزش بالینی پزشکی عمومی و آموزش تخصصی و فوق تخصصی
-5 تأکید بر Bedside Teaching در آموزش پزشکی در حالیکه اکثریت فارغ التحصیلان پزشکی عمومی در خارج
از بیمارستان مشغول بکار می شود.
-6 گسترش روزافزون بیماری های مزمن و تهدید سلامت عمومی جامعه
-7 محقق نشدن هدف کلی بهداشت برای همه و تقدم درمان بر بهداشت و پیشگیری
-8 متناسب نبودن قابلیت های فارغ التحصیلان با عرصه های ارائه خدمت آنان
-9 توسعه کمی رشته های آموزشی فوق تخصصی و در مقاطع پایین تر بدون در نظر گرفتن استانداردها و قابلیت
لازم و تحت تأثیر شرایط سیاسی و ... قرار گرفتن ایجاد رشته و دوره های آموزشی
-11 جهت گیری های کلی دانشگاه ها در رابوه با ارتقاء Ranking رتبه علمی در ژورنال های علمی پژوهشی برای
ارتقاء اعضای هیئت علمی و مغفول ماندن آموزش
-11 اشکالات موجود در عرصه های آموزش کارآموزی در مراکز بهداشتی – درمانی و فیلدهای بالینی و تناقض
موجود بین عملکرد نیروهای شاغل در مراکز بهداشتی – درمانی و موالب علمی که دانشجو در تئوری آموخته است.
و......
با توجه به چالش های فوق میتوان ارتباطی بین تحقق نیافتن هدف اصلی سیستم سلامت و اشکالات موجود و
چالش های سیستم آموزشی یافت. بنابراین استنباط نهایی می تواند اینگونه باشد که نظام آموزشی علوم پزشکی فعلی
در تربیت نیروی انسانی توانمندی که برایند خدمات ارائه شده توسط آنان، ارتقاء سوح سلامت جامعه باشد، چندان
موفق نبوده است. بعبارتی دیگر از سیستم آموزشی فعلی نمی توان انتظار داشت که فارغ التحصیلانی به جامعه تحویل
دهد که پا سخگوی نیازهای سلامت جامعه باشد.
حال با توجه به تغییر اپیدمیولوژی عوامل تهدید کننده سلامت جامعه و گسترش بیماری های مزمن و بار سنگین
مالی درمان، در سیستم آموزشی هم بصورت واکنشی توجه ویژه به درمان و آنهم درمانهای تخصصی و بیمارستانی
شده است و اکثریت جامعه که ظاهراً سالم بوده ولی در معرض عوامل متعدد تهدید کننده سلامت هستند، در سیستم
آموزشی فعلی مورد نظر قرار نگرفته اند و توجه ویژه ای به آموزش های تخصصی و فوق تخصصی بالینی پزشکی در
نظام آموزشی شده و می شود و اکثر فارغ التحصیلان که قادر به راه یافتن به سوو بالای تحصیلات نمی باشند وارد
جامعه می شوند در حالی که فرایند آموزش آنان برای حل مشکلات مورد نیاز جامعه درراستای حفظ و ارتقاء سلامت
برنامه ریزی نشده است. لذا می بینیم که اولویت نظام سلامت درمان قرار گرفته است و نه پیشگیری و این دور باطلی
است که هر چه زمان بگذرد آینده سلامت جامعه بیشتر مورد تهدید قرار میگیرد. پس چه باید کرد؟
راهکار: پیشنهادی که در ادامه مور می شود مبتنی بر پذیرش یک سیاست کلی و بسیار مهم است و آن تقدم
پیشگیری بر درمان است همچنان که استراتژی WHO و بیانیه آلما آتانیز همان است. اگر این اصل را بپذیریم باید
برنامه ریزی آموزشی و سازماندهی را نیز براساس آن طراحی کنیم.
پیشنهاد ما این است که الگویی را که در ایران برای اجرای اصول PHC )خدمات بهداشتی اولیه( در رابوه با تربیت
بهورزان و بهداشتکاران دهان ودندان اجرا شد، در سیستم آموزشی تربیت اعضای تیم سلامت شامل پزشک عمومی
کارشناسان بهداشتی و کارشناسان درمانی مرتبط مورد استفاده قرار گیرد.
ویژگیهای الگوی فوق این بود که با یک دید پیشگیرانه و جامع نگر و جامعه نگر همزمان با طراحی نظام ارائه خدمات
بهداشتی اولیه و سازماندهی آن، نیروی انسانی مورد نیاز خانه های بهداشت از افراد بومی هر روستا که قابلیت
بیشتری نسبت به دیگران داشتند گزینش شدند )بورسیه شدند( و مراکز آموزش بهورزی در هر شهرستان طراحی و
آماده شد و بسته های آموزشی مورد نیاز بهورزان که براساس اهداف نظام PHC )خدماتی که به جامعه محروم در
راستای ارتقاء سلامت آنان باید ارائه شود.( تهیه شد و توسط آموزشیاران بصورت تئوری و عملی و کارگاهی و
کارآموزی در عرصه ارائه شد و از همان ابتدا فراگیر از آینده شغلی خود و جامعه ای که می خواهد به او خدمات ارائه
نماید و نوع خدمات و اهداف ویژه و کارکردی از ارائه خدمات و out com ها آگاهی کامل داشت.
اجرای این برنامه منجر شد به تربیت نیروهایی توانمند در محرومترین نقاط و نیازمندترین افرا جامعه به خدمات
سلامت، که آنچنان با عشق و علاقه به مردم شروع به ارائه خدماتی کردند که در ظرف کمتر از 11 سال منجر به
افزایش سوح سلامت جامعه محروم روستایی و شهرهای کمتر برخوردار گردید و در حال حاضر ایران در ردیف
کشورهای پیشرفته جهان در رابوه با شاخصهای بهداشتی می باشد.
با توجه به این الگو پیشنهاد ما این است که ابتدا کلیه مراکز بهداشتی – درمانی شهری و روستایی کشور براساس
نظام گسترش شبکه از نظر نیاز به نیروهای شاغل در این مراکز شناسایی و آمار دقیق نیروهای مورد نیاز در رده های
مختلف مشخص شود. سپس براساس هر منوقه از نیروهای بومی با اخذ تعهدات حداقل 5 ساله در رده های پزشک
عمومی و سایر اعضای تیم سلامت گزینش بعمل آید و به دپارتمان آموزشی ویژه ای که کوریکولوم آن براساس هدف
توسعه سلامت نه درمان محور تنظیم و سازماندهی شود و خارج از سیستم آموزش فعلی در مراکز PHC
اجراشود.بدیهی است دراین سیستم آموزشی ازتجربیات بنیانگذاران نظام ارائه خدمات سلامت در ایران از قبیل آقای
دکتر ملک افضلی و سایر همکارانشان که در قید حیات هستند و جناب آقای دکتر مرندی وزیر اسبق بهداشت –
درمان و آموزش پزشکی، در طراحی این سیستم و سازماندهی منابع آن استفاده خواهد شد. فارغ التحصیلان بعد از
اتمام دوره تعهدات می توانند برای ادامه تحصیل در مراکز فعلی دانشگاهی، بورسیه شوند و سهمیه ویژه ای به آنان
اختصاص یابد تا پس از کسب مدارج علمی بالاتر بتدریج در کادر هیئت علمی دانشکده های رایج، بکارگیری شوند
تا در آینده نظام فعلی آموزشی نیزبتدریج تبدیل به نظام آموزشی جدیدباماهیت سلامت محوروپاسخگو به نیازجامعه
شود.دراین قالب طر پزشک خانواده بااصلاحاتی میتواندموردبهره برداری قرارگرفته وبرنامه آموزش
پاسخگوموردعنایت بیشتری قرارگیرد.بدیهی است سیستم آموزشی سنتی موجود،بامحدودیت توسعه کمی وگسترش
توسعه کیفی وبااستفاده کمترازمنابع دولتی واخذهزینه های تمام شده ازفراگیران،ادامه مییابد.ومنابع دولتی هم
دربخش آموزش وهم دربخش ارائه خدمات،صرف توسعه فرهنگ تقدم پیشگیری بردرمان وتوسعه خدمات بهداشتی
خواهدشدودربخش درمان نیزبه اورژانسهاوبخشهای ویژه منابع دولتی اختصاص خواهدیافت.
توسعه کمی آموزش نیزمحدودتروبرتوسعه کمی)ارتقاء کیفیت آموزش درکانونهای فعلی(تأکیدخواهدشدوفیلدهای
آموزش درعرصه وارتباط بیشتردانشگاه باصنعت وگسترش آموزشهای سرپائی موردعنایت ویژه قرارخواهدگرفت.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد